خب دلم میخواد ک یکم کنم:به عکس جذاب داستان نگاه میکنه و با خودش تو فکر فرو میره که واقعا رابطشون درست بوده یا ن؟از فکر که بیرون میاد ددی صداش میزنه و بهش میگه که..)
اسپویل کوتاه:شاپور میاد و سر ب سر دختر مظلومم عاصی میزاره عاصیم با سرفه ازش میخواد که کیفش عروسشو بهش بده که اون کثافت.. 'ببخشید ولی خیلی ازش بدم میاد🥲' و راستش این پست یکم برام زیادی غم انگیز و سنگین بود پیشنهاد میکنم اگه خوشتون نمیاد نخونید..)
(و اینکه این پارت های ۵۹ و ۶۰ به دلیل صحنه دار بودن رمز داره رمزم مثل همیشه:Roman_Lena)